بیست و یک

سلامی از غربت دور

شنبه عصر رو با داداش سعیدم رفتیم پارک طالقانی و بعدش هم پارک آب و آتش... دفعه ی قبلی که حدود یک ماه پیش میشه، مامان و بابا هم همراه مون بودن که این بار جاشون خیلی خیلی خالی بود. این هم دو تا عکس از پارک آب و آتش:

سرعت اتفاقات این چند روزه خیلی زیاد شده؛ به لطف خدا و برکت دعای دوستان خوش قلبم، امورات مختلف طبق برنامه یا حتی جلوتر از زمانبندی موردانتظار داره پیش میره... خصوصاً کارهای اداری که مدتی در کما مونده بود، سرعت گرفته و اولین و مهم ترین گام در تخریب و بازسازی کاشونه هم به یاری خدا انجام شد. فکر کنم تا هفته آینده دیگه اثری ازش نمونه و به امید خدا کار ساخت استارت بخوره. خودم هم اگر خدا بخواد آخر هفته برمیگردم شیراز.

امروز با تماسی که از دانشگاه صنعتی داشتم تکلیف دروسی که از اول مهر باید تدریس کنم تا حدود زیادی مشخص شد و به لطف خدا باز هم به دانشکده ی محبوبم یعنی IT پیوستم. از بین بروبکس سرای امید، اونهایی که همکارانم در این دانشکده را از نزدیک می شناسند خوب درک می کنند که از این خبر تووووپ چقدر ذوق زده شده ام. خدا رو شکر که پس از دوره ی دو ساله ی قبلی که به دلیل ادامه تحصیل متوقف مانده بود، دوباره به جمع پر انرژی و پر نشاط این دانشکده برمیگردم و از تحمل جو نچسب حاکم بر گروه صنایع نجات یافتم.

سه روز اول این هفته به جهت ملاقات داورانم به دانشگاه دوران لیسانسم و همین طور دانشکده فنی دانشگاه تهران سرزدم و الحق که هر دو دانشگاه توسعه ی خوبی یافته اند. هر دو داور خارجی تزم از کارکشته های پرسابقه ی رشته مهندسی صنایع با درجه ی استاد تمامی هستند و باید ارایه ی قابل قبولی در مقابل تیم هفت نفره ی داوری داشته باشم. لطفاً برام دعا کنید.

مخارج زندگی در تهران واقعاً سرسام آوره! در طول این یک هفته معادل دو ماه اقامت شاهانه در شیراز خرج کردم! موندم مردم این شهر کثیف که از هر مدل آلودگی در حد کمالش بهره برده به کدوم بخش از این روزمرگی شون میگن زندگی؟!!

دلم واسه همه چیزای خوب تنگ شده؛ حتی اگه شیراز وطنم هم نبود، به خاطر خوبی هاش عاشقش میشدم!

خدا کسی رو غریب و دلتنگ نکنه؛ آمین!

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
نغمه

سلام غریب[نیشخند] آخی دلم برات سوخت[زبان][عینک] انشالله که کارات با سرعت فیبر نوری و به شیوه ی عاااالی بره جلو[چشمک] صنایع هم بد نیستا[چشمک]تو به جو ای تی عادت کردی و نخواستی وارد جو جدید بشی[نیشخند] لازمه بگم هر کی عاشق وطنشه حتی همین تهرانیا کهشاید برای ماهها جوش سنگینه خیلیا دوستش دارن... انشالله به زودیم از این غربت خلاص شی و برگردی وطنت... [لبخند][گل]

نغمه

پر قو کجاااااااااااااااااااااااااااام بوووووووووووووووووووووووووووووود[ابرو]چرا جو الکی میدین[گاوچران][عینک] خودتون مصداق همچین توصیفی هستین نه من!!!! چشم دعا می کنم که به زودی کاراتون راست و ریس شن و با دست پر برگردین وطنتون [پلک]

فروغ خاموش

دروود استاد گل ما! خوبی رفیق؟ دیدی گفتم اونجا خوب نیست زود بیا شیراز خودمون و اونجا نمون.اونجا بده!اونجا اخه[سبز] الهی الهی این دوست ما رو تو این روز ها تنها نذار و زود کاراشو ردیف کن برگرده وطن قشنگش(قشنگمون)[نیشخند] اصن خوشم نیومد.باز از کاشونه اتگفتی و تخریبش[ناراحت][دلشکسته] حیفه به علی حیفه! باز هم خود دانی!ببینم تو و امثال تو هم با این کاراتون و برج سازیاتون و تخریب خونه های قشنگ این شیراز قشنگ رو هم تبدیل به یه جایی مثه همون تهرون کثیف میکنید یا نه!![ابرو][منتظر][قهر] به هر حال دعای من همیشه برات مستدامه!اینو مطمئن باش همشهری گلوووو... ایشالا تو هم به زودی زود استاد تمام میشی و میری حالشونو میگیری[نیشخند] خوش باشی و سربلند و سلامت[گل]

سارا (سایبان عشق)

زو به سوی پیشرفت مدام... اگه دعای همیشگیم شادی و پیشرفتت نبود ممکن بود از این همه سرعت توی کارات تعجب کنم!! خوشحالم برات مرد بزرگ نگران نباش به محضی که کارات تموم شه بر میگردی شیراز و البته امیدوارم دیگه لزومی نداشته باشه که حتی به تهران سر بزنی. برات لحظه های بی نقص مداوم رو آرزو دارم و امیدوارم محل کارت هم از اول مهر برات مثل بهشت باشه. شاد باشی[گل]

دوست آشنا

سلام آقای شیر امیدوارم هر چه زودتر به خونه تون با دستهای پر برگردید و هر خواسته ای که دارید خداوند مهربون مثل همیشه یاورتون باشن و بهشون برسید.انشاا... موفق و سربلند باشید.

دوست آشنا

آقای شیر مارکوپولوی عزیز عنوانتون خیلی دلگیره ,چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[سوال][سوال] اما مطمئنم وقتی غربت تون بیرنگ بشه ,لحظه لحظه زندگی تون پر از شادی و سعادت میشه.به امید خدای کریم.[لبخند] راستی غربت اونقدرها هم بد نیست ها........فکر کنید داداش سعید و تفریح و کار و........... همه اش خوبن دیگه.کمتر گلایه کنید.[چشمک][چشمک][زبان][زبان][زبان] سعی کنید ازش بیشتر لذت ببرید.[خنده][قهقهه][نیشخند]

rzshirdel

به به! می بینم که داری کم کم به روز شیرین دفاع نزدیک میشی. امیدوارم با توکل به خدا به خوبی از پسش بربیایی. هرجا هستی ارزوی موفقیت دارم برات[گل][گاوچران] خیلی التماس دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[نگران]

فرشته

هنوز هم فکر نکنم هیچ جوی بشه جو آی تی 83. خوبی صنعتی این بود که استادا از جون و دل مایه میذاشتن و میذارن. چیزی که توی دانشگاههای ایران کم پیدا میشه. یاد همه روزهای خوب و بد بخیر. دفاع بعد ماه رمضونه یا قبلش دکتر؟ نگین که تو ماه ماه رمضونه ها [چشمک] هیچوقت غریب و دلتنگ نباشین دکتر [لبخند]

محمدمهدی الف.

شما خودت گل سرسبد این شهری آقای دکتر.امیددارم دلتون هرگز نگیره وهمواره شاداب باشید