اژدهــــــا 2012

سلام به طراوت

این چند روز تعاملم با دانشجوهام بسیار بالاست و چون موعد اعتراض نسبت به نمره هاشون هست، تلاش دارم که حق کسی ضایع نشه... خلاصه مشغله شدید بالاست. از طرف دیگه دوستان هم این چند روز زیاد منو مورد لطف قرار دادن و از مصاحبت با تک تک شون لذت بردم. یکی از بزرگترین خوشبختی های من در زندگی همین برخورداری از دوستان دانا و باوفا هست. حتی سعی می کنم با خانواده و فامیل هم دوست باشم. دوستی رو مهم ترین شاخصه ی انسانی میدونم و همیشه تلاش دارم که بی چشمداشت خوبان و خوبی هاشون رو دوست بدارم.

برخلاف ترم قبل، این ترم تدریسی برنداشتم تا به برنامه های شخصی ام برسم. البته پنج تا دانشجوی ارشد دانشگاه شیراز رو تحت راهنمایی دارم؛ بیشتر سعی دارم تمام تمرکزم رو بذارم واسه کاری که ازش همیشه لذت می برم: پژوهش. اگر این ترم بتونم آرامش نسبی و تمرکز خوبی به دست بیارم، انشالله کارهای تحقیقاتی ام رو سروسامون بیشتری میدم و آماده ی شروع یک ترم مهر قوی برای سال آینده خواهم شد.

اتفاقات مهمی دارن رخ میدن و حس ام بهم میگه که طالع سال اژدهـــــا از الان برای من فعال شده! مثل همیشه با توکل کامل و با دید مثبت به سراغ تغییرات میرم و مطمئنم که خدا برای بنده هاش همیشه خوبی و خیر میخواد. فعلاً ترجیح میدم در موردشون حرفی نزنم و به وقتش سورپریزتون کنم.

چند روزیه که هوا برف و بارونه و سقف آسمون خدا داره حسابی چیکه میکنه! یکی از دوستان عزیزم که به حق فرشته فرشته هستند، زحمت کشیدن و یه عکس جدید از شـــیر طلایــــی توی برف انداختن که مشاهده می کنید:

البته در این صحنه بنده از فرط سرما تبدیل به یک مجسمه ی قندیل شده بودم که چشم به دستان گرم خدا دوخته!

نمیدونم چقدر به این پیشگویی ها اعتقاد دارید که میگن سال 2012 دنیا به پایان میرسه؛ فارغ از درست یا غلط بودن این مدعا، سؤالم اینه که «اگر بدونی تا پایان دنیا تنها یک کار دیگه میتونی انجام بدی، اون یه کار چیه؟»

امان از زنگ بی امان تلفن! در امان باشید نیشخند

/ 24 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروغ خاموش

دارم آض میکنم. حالا مگه چی چی هست؟ یه مشت اراجیف مینویسم من اونجا. هیچ کدومو جدی نگیر![نیشخند] آپ شد میام خبرت میدم[چشمک]

فروغ خاموش

نوشتم آض[قهقهه] راستی یه چیز دیگه.میگم نخندیا![نیشخند] این خط آخرت هست:"فارغ از..."همش وقتی میام نظر بدم فک میکنم اسم منه[تعجب]اینجووری میشم[نیشخند]بعد میبینم نیست ضایع میشم[قهقهه]اومدی آپ رو دیدی؟؟

ⒶⓂⒾⓇ ⓃⒾⓀ

ஜஜاز آن نترس که زندگی ات تمام شود ٬ از آن بترس که زندگی ات را هرگز شروع نکرده باشیஜஜ سلام به استاد عزیزم... چند وقت پیش داستانی خوندم که بی ارتباط با سوالتون نیست...و اما داستان: دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود. پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن." لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..." خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به

ⒶⓂⒾⓇ ⓃⒾⓀ

ஜஜاز آن نترس که زندگی ات تمام شود ٬ از آن بترس که زندگی ات را هرگز شروع نکرده باشیஜஜ سلام به استاد عزیزم... چند وقت پیش داستانی خوندم که بی ارتباط با سوالتون نیست...و اما داستان: دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود. پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن." لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..." خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به

ⒶⓂⒾⓇ ⓃⒾⓀ

ببخشید متن طولانی بود کامل نیومد...این قسنت دومش... هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن." او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.." آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند .... او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...

ⒶⓂⒾⓇ ⓃⒾⓀ

اینم قسمت سومش... اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد. او در همان يك روز زندگي كرد. فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"

فروغ خاموش

منم نتم داغونه امروز.نه با دیال آپ و نه با ایرانسل بالا نمیاد.خیلی ناناحن بودم.الان داره زور میزنه که اینم لود کرده. آپم.با یه حس بد.اگه نمیخوای نیا!آخه منفی میگیری![چشمک]

فروغ خاموش

از بس مردی[قلب].نامردا به مردا گیر میدن دیگه.نظرشونو ثبت نمیکنن.خیالت نباشه رفیق.[گاوچران] هین که تو امار بازدیدم آی پی ات میفته برام یه "کهکشان "ارزش داره[چشمک]