روز سعدی

سلام

روز سعدی رو به همه تبریک میگم. هوای شیراز این روزا خیلی دلچسب شده و حال میده بری گردش. برای من که بعد از چندین سال فرصتی شده تا اردیبهشت رو شیراز باشم غنیمتی به حساب میاد. دیروز عصر «باغ جهان نما» بودیم؛ البته اولش میخواستیم بریم آرامگاه سعدی، ولی چون مراسم بزرگداشت سعدی بود و رئیس جمهور سخنرانی داشت، بازدید برای عموم امکانپذیر نبود.

امروز صبح با همراهی داداش رضا که از اصفهان برگشته و مادرم رفتیم «باباکوهی» و یه کوهنوردی حسابی کردیم.

      

   

بعدش رفتیم «سعدیه» و روز سعدی رو در کنار انبوه دوستداران این مرد بزرگ گرامی داشتیم.

  

شعر «بنی‌آدم» سعدی بسیار مشهوره و در پیام فارسی که در مجموعه پیام‌های فضاپیمای ویجر برای فضاهای دوردست فرستادن، این شعر به عنوان پیام برگزیده شده:

بنی آدم اعضای یک پیکرند         که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

دبیرکل سازمان یونسکو هم در یکی از سخنرانی هاش این شعر رو برای حضار خوند. اشعار سعدی همچنین در فرشی که از سوی دولت ایران در سال ۲۰۰۵ به فراخور سال رسمی سازمان ملل برای گفت‌وگو میان تمدن‌ها به سازمان ملل اهدا شد بافته شده‌. این فرش برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا رو به نمایش نمی‌گذاره، در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شد که کارشناسان می‌گویند این اقدام «به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی» بوده. این شعر همچنین بر سردر تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و نیز یونسکو نقش بسته‌است.

سعدی در 27 قطعه شعر شیفتگی و وابستگی و عشق خودش به شیراز رو نشون میده؛ اینم چند نمونه اش:

در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایام با هر کسی
تمتع به هر گوشه­ ای یافتم
زهر خرمنی خوشه ­ای یافتم
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
ندیدم که رحمت برین خاک باد
* * *
خاک شیراز همیشه گل خوشبوی دهد
لاجرم بلبل خوشگوی دگر باز آمد
میلش از شام به شیراز به خسرو مانست
که به اندیشه شیرین ز شکر باز آمد
* * *
خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش
* * *
باد صبح و خاک شیراز آتشی است
هر کرا در وی گرفت آرام نیست

ازونجا رفتیم حافظیه؛ یه صفای عجیبی داشت؛ بیشتر از همیشه... اونجا پسرخاله ام و خانوادش رو دیدیم.

 

     

پسرخاله ام پیشنهاد داد که بریم «ارگ کریمخانی»؛ اما با اینکه تا اونجا همراهیش کردیم دیگه فرصت کافی برای بازدید نداشتیم و پس از صرف بستنی و فالوده پشت زندان کریمخانی، ناهار رو از بیرون تهیه کردیم و برگشتیم خونه.

   

دوست دارم این اردیبهشت تمام نقاط دیدنی شیراز و اطراف رو بگردیم. امسال بهار شیراز از هر سالی زیباتر و مطبوع تر شده... خدایا شکرت.

به کمک یکی از دانشجویان قدیمی که الان کارشناس ارشد پلی*س فت*ا هست، تونستم رد IP یه مزاحم رو بگیرم؛ اگه کسی از دوستان نیاز داشت که مشخصات کسی رو توی نت براش دربیارن، پیام بده.

جابجا کردن دوچرخه درسطح شهر برای مسافت های طولانی یکی از چیزایی هست که من باهاش مواجهم. امروز وقتی پشت رل بودم یه ماشین مشابه رو دیدم که به روش زیر دوچرخشو حمل میکرد؛ فردا میرم دنبالش ببینم مناسب دوچرخه ام هست یا نه.

اینشتین خدا بیامرز میگه: «زندگـی مثل دوچـرخه سواری است. برای حـفظ تعادل باید حـرکت کنیـد.»

خب راست میگه دیگه، بیایید حرکت کنیم.

/ 8 نظر / 28 بازدید
ⒶⓂⒾⓇ ⓃⒾⓀ

سلام و دورود ...[گل] قبل از هر چیز تبریک واسه یادروز سعدی بزرگ و البته تشکر فراوون واسه ناسیونالیسم شیرازیتون...[تایید] یکی از مطالبتون منو حسابی به گذشته ها برد،به دوران پیش دانشگاهیم که تو مرکز ابوذر بود،همونطور که میدونید محلش پشت ارگ کریمخانی هست و بهتره که بگم بود چون به لطف مسوولین ساختمونی به اون معظمی و باشکوهی بجای مرمت تخریب شد(خدایشان نیامرزد[قهر])...بگذریم ، یادش بخیر ظهرها که تعطیل میشدیم با همکلاسیها میرفتیم پشت ارگ کریمخانی رو چمنها میشنستیم فالوده بستنی میخوردیم اونم از نوع مخلوطش، وای که چه صفایی داشت...یادش بخیر چقدر زمان زود میگذره...[ابرو]

rzshirdel

چه تفاهمی! ما هم قرار بود دیروز بریم سعدی ولی به دلیل تشریف فرمایی .. رفتیم باغ جهان نما!

سلام چه تبلیغاتی راه انداختی برا جذب گردشگر[نیشخند] ولی خوب دوست داشتم بیام از نزدیک ببینم شیرازو که الان مشتاقتر شدم انشالله بعد دفاع پایان نامه که یه خورده راحت شدیم از استرسش قسمت شه بیایم [خنثی] عکس هاشم قشنگ بود[لبخند]

سارا (سایبان عشق)

خوشحالم داری از بهار لذت می بری حاجی حرکت به سوی کمال و خوشبختی همیشه لازمه. امیدوارم همه براش مصمم باشیم. شادی و پیروزیت آرزومه مدام

فقط من!

خوشا شيراز و وضع بي مثالش!!! حتما تو ارديبهشت ديگه خيلي بي مثال تر شده[قلب] من تا به حال شيراز رو از نزديك نديديم ولي وصفش رو زياد شنيدم . انشالله بشه كه برم و ببينم.

فقط من!

اينكه مشخصات كسيو توي نت در آوردين رو ، راست گفتين؟ يعني ميشه؟ بعدش چكارش كردين؟ ميشه ياد ما هم بدين؟ ............... بعدشم چرا كامنت عمومي من نيست؟!![سوال]

نغمه

سلام ببخشید من دیشب چون خیلی سریع پیام گذاشتم فراموش کردم اسمم بذارم که اتفاقا بعدش یادم اومد که لب تابم خاموش کرده بودم گفتم از ای پی ام می فهمی[نیشخند] فک کن من تا قبل اینکه وبلاگ نداشتم نمیدونستم خوب بود شیطون گولمون نزد وگرنه با منم می بایست برخورد کنی[نیشخند][عینک] شاد باشی[گل]

SHERVIN

دکی جون بابا دمت گرم. این خبرنگارهای بین المللی باید بیانشون از تو گزارش دادن یاد بگیرند. وبلاگت همیشه یک چیز جدید و جالب برای سرزدن داردش. دستت طلا