سلام

از بس این چندمدت تحرک داشتم و کم خوابیدم، الان که رسیدیم خونه فقط دلم میخواد یه چند قرنی بخوابم. خصوصاً که فردا باز عازم سفریم.

خلاصه بگم و برم: این سه روز رو با اقوام پدری رفته بودیم پیک نیک دسته جمعی توی یه خونه باغ نزدیکای شیراز؛ جای همه دوستان رو خالی کردم و صحنه های خوابی که قبلاً دیده بودم رو به عینه تجربه کردم. تا بعد تعطیلات ممکنه نتونم بیام اینجا. هرچی دلتون میخواد این پایین گل بگین و گل بشنوین. درضمن، نمیدونم که آیا کسانی که نظریاتشون رو «خصوصی» میذارن، پاسخ منو هم دریافت میکنن؟ اگر که نه، لطفاً نظرات خصوصی تون رو برام ایمیل کنید تا بتونم پاسخگو باشم.

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست، اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد.

منو از دعای خیرتون فراموش نکنید؛ مرسی.