دنیا سلام

دنیا خیلی باحالی به خدا! به سازت برقصیم یه جور ضدحال میزنی، به سازت نرقصیم یه جور دیگه! هر چی هم که بهت لطف کنیم، بی معرفت تر از خودت خودتی! تازه بخوایم مثبت نگاه کنیم، هر از چندتا حالگیری یه حال مختصری هم از زیر دستت در میره و اونم تنها به بعضی از اهل ات میدی! موندم این چه صیغه ای هست؟! موقته، دائمه؟!نیشخند حالا از جنبه های واقعیش که بگذریم، با هر عینکی هم به دنیا بنگری، باز تهش بی وفاییه... باید یاد بگیریم که دنیا همش خوبی نیست؛ دغل باز زیاد داره، منفعت طلب زیاد داره، بعضی ها به محض اینکه کامشون رو ازت بگیرن میرن دیگه پشت سرشون رو هم نگاه نمی کنن، خیلی وقتا هم می بینی آدم خوبا بیشتر محکوم میشن! توی این چند مدت، بهم ثابت شده که از دنیا هیچ توقعی نداشته باشم... به قول یه توجیه گر حرفه ای، ما روی زمینی زندگی میکنیم که 24 ساعت داره خودش و کل عالم رو دور میزنه؛ پس چه جای دل بستنه؟! بهترین راه برای آروم و باعزت زندگی کردن اینه که برای دل خودت زندگی کنی؛ به پای حرف و قول دیگران نشستن، زیادی به دیگران تکیه کردن، حساب کردن رو مرام دنیا، ... اینا همش منجر به سرخوردگی میشه. خودت باش و خدای خودت؛ اونجور که وجدان و انسانیتت بهت امر میکنه زندگی رو سپری کن و از هیچ نیکی هم دریغ نکن، چرا که اثرش مستقیماً به خودت برمیگرده.

امروز هم آسمون بارونیه و تو سطح شهر مه غلیظی هست که هوا رو بسیار لطیف کرده و واقعاً دل آدم باز میشه وقتی تو این هوا نفس میکشه. فکر کنم روی کوه های اطراف هم برف حسابی باریده باشه این دو روزه و بشه آخر هفته رو بریم پیست سپیدان. دلم برای سرخوردن روی برف تنگ شده...عینک

برای روزهای پایانی سال نود، برنامه های مهمی درپیش دارم. خدا رو شکر که سال نود همون جور که طالعم هم گفته بود، سال خیر و برکت بود و از همون ابتدای سال، خدا پای شرّ رو از زندگیم کوتاه کرد. امیدوارم هر چی شرّه از همه دور باشه. طالع سال نود و یک که سال اژدهاست هم نقاط درخشان زیادی توش هست و امیدوارم خدا کمک کنه همه ی خوبی هاش رخ بدن. یه اتفاقات رمانتیکی هم گفته رخ میده که توی دسامبر به نتیجه میرسن؛ زرششششششششک کیلویی چنده؟!زبان آرزو با جوانان رفت پیک نیک، عیب نیست؟!نیشخند حافظا! به به!زبان بنازم به ذهن مخدوش خودم نیشخند ولی کلاً همیشه مثبت باشید تا بالاخره یه منفی جذبتون بشهنیشخند یخچاااااااااالزبان

یه چندتا مطلب تو این چند مدتی که گذشت نوشتم که همشون آرشیو شدن و به حافظه ی خاطراتم سپردمشون... دلم میخواد وقتی برمیگردم و به گذشته نگاه میکنم بدونم تو هر برهه از زندگیم چه ها بر من گذشته و خودم در چه حالی بودم. اینجا رو عمدتاً برای آینده ها می نویسم و دلم میخواد آرزوهام یه روز همه برآورده شده باشند؛ ان شالله. یکی از آرزوهای بزرگم اینه که به یه ثبات و آرامش کامل برسم؛ هر چند از آبانی های بلندپرواز بعیده به هیچ حدی از پیشرفت قانع بشن، ولی دلم نمیخواد فرصت هام رو با آدم ها و اتفاقات بی ارزش هدر بدم و همش دلم میخواد از هرچیزی بهترینش نصیبم بشه؛ خصوصاً از دوست و شریک! نایاب ترین درّ این زمونه همین دو مورده! اگه گیرتون اومد سفت بچسبینش که به خدا غنیمته! دلار و ارز هم پیششون هیچ به حساب میان... کاش خدا دارایی مون رو از دوست و شریک واقعی مدام بیشتر کنه؛ الهی آمین.

پر حرفی دیگه بسه؛ رفیق مون دلواپسه!

مختل نباشید!