سلام و سلامتی نثار وجود نازنینتون

هفته ای که گذشت برام پراتفاق و مهم بود. سه تا از مقاله های ISI که اخیراً براشون پذیرش قطعی داشتیم به مرحله ی پروف نهایی رسیده اند؛ توی همایش ملی هزارنفری نخبگان حضور پیدا کردم و یه تعداد دوست نخبه ی جدید به هم زدم؛ کلاس های ترم جدید رو باانرژی شروع کردیم؛ اولین جلسه از کلاس های مجازی در سه گروه کارشناسی ارشد برگزار شد؛ یه سفر پرماجرا به تهران داشتم؛ با یه تعدادی از دانشجوهای قدیمی که عمده ی درس های تخصصیشون رو با خودم گذرونده بودم مواجه شدم و حتی کار تولید محتوای آموزشی یکی از درسام زیر دست دانشجوی سابق خودم افتاده؛ جناب استیو جابز بنیانگذار اپل مرحوم شدند؛ با یه تعداد زوج های ناراضی از زندگی مشترک مواجه شدم و به این اندیشیدم که کاش میشد افراد نخست تفاهمات کلیدی رو باهم به هم بزنند و بعدش برن سراغ امر مهمی مثل ازدواج... البته مادیات گرایی تو تمام مسایل و روابط در ایران حرف اول و آخر رو میزنه...

دوباره عازم تهران هستم؛ از صمیم اون قلب مهربونتون دعام کنید. فشار کار خیلی زیاد شده و حقیقتاً جز خدا همراه و همدمی ندارم؛ کاش جوری میشد که بتونستم لااقل برای یک ماه استراحت مطلق داشته باشم.

دلم شاده از اینکه خدا مدام همرامه؛ اما گویا داوود نظری دلش گرفته چشمک

ترانه ی جدید شکیلا هم واقعاً شنیدنیه که چه خواهد شد؟ سوال

سالم و شاد باشید.