یه سلام مجـــــازی

امروز صبح که از تهران برگشتم، فوری آماده شدم برای سه جلسه کلاس تخصصی بچه های دانشکده آموزش های الکترونیکی دانشگاه شیراز؛ به لطف یکی از دوستان عزیزم کار زیادی جز حضور در کلاس و تدریس نداشتم. با اینکه قبلاً برای دانشجویان ارشد درس داده بودم، اما این بار به خاطر مجـــــازی بودن کلاس، برام تجربه جدیدی به حساب میومد. الان که از کلاس برگشتم خونه، خیلی حس خوبی دارم؛ فکر میکنم به خوبی از پسش براومدم. کلاً خوشم اومد از سیستمش و فکر میکنم بازدهیش از سیستم حضوری در ایران بیشتر باشه.

بعدش یه خبر بسیار به موقع و توپ رسید دستم و اون اینکه سود وام مسکن 80 تومنی رو از 12 کردن 7هورا. اونقدر ذوقیدم که نگو! بالاخره یکی یه لطفی در حق بچه درس خونا کرد!!! فردا هم از صبح تا شب کلاس دارم؛ اما بسیار باانرژی و مثبت بهش نگاه میکنم و مطمئنم خستگی برام نمیاره. یکی از دانشجوهایی که به قول خودش دست پرورده ی خودمه، امروز ایمیل زده که دکتر کار تولید محتوای درستون اومده دست من و هر روز صداتون رو میشنوم و تجدید خاطره میشه! کلی هم تقدیر و این حرفا کرده! یادمه خیلی زور میزدم تا بهشون ایمان بدم که آینده مال اوناست و راهی که اومدن حرف نداره؛ خدایا شکرت که بهشون ثابت کردی.

امروز حس زیبایی به زندگی داشتم و لحظه لحظه اش برام شیرین بود. فقط دلم برا خانواده ام تنگ شده که هرکدومشون یه گوشه این سرزمین دور از وطن هستن؛ انشالله که سالم و شاد باشن.

مجـــــازی و غیرمجـــــازی میخوامتون!نیشخند