سلامی از جنس هفتمین روز از هفتمین ماه سال نود؛

امیدوارم هرکی این متنها رو میخونه دلش شاد شاد باشه و تنش سالم. امروز رو خیلی با انرژی و مثبت شروع کردم. اولین کلاس هام با دانشجوهای کارشناسی مهندسی صنایع بود؛ بعد از یک ترم دوری از تدریس حضوری، شروع دلچسبی بود برام و خوشحالم که تونستیم در کنار دوستان روزی پر از ماجراهای قشنگ و تدریس و تفریح و بیزینس و صفا و صمیمیت داشته باشیم.

هفت برام همیشه نشونه خوبی بوده؛ اقبال و موفقیت، عشق و صمیمیت، صداقت و سعادت... 90/07/07 هم از همین جنس بود؛ ممنونتم خدا! ممنونم که دلمو شاد میکنی و کمکم میکنی دلها رو شاد کنم، شکر، شکر و بینهایت بار باز هم شکر.مژه

از شنبه صبح قراره تو اتاق جدیدم تو دانشکده IT مستقر بشم؛ اما به لحاظ سازمانی، ان شالله بعد از تأسیس دانشکده مهندسی صنایع که به زودی با راه اندازی دوره کارشناسی ارشد صنایع عملی خواهد شد، به دانشکده خودم ملحق خواهم شد. قبلاً هم دو سال با گروه IT صنعتی شیراز همکاری داشتم و کار کردن با این دانشکده برام بسیار دلچسب و دوست داشتنی بوده، از شنبه مجدداً به این گروه می پیوندم.

 

اگه عشق نیست، پس چیه؟! از رؤیا فرخ شعار

 

بدرود چشمک