درود و صد بدرود

سمینار پیش دفاع رو روز دوشنبه رأس ساعت 9 صبح تو اطاق جلسات دانشکده برگزار کردم. از صبحش حس آرامش و اعتماد به نفس خوبی داشتم و بدون کمترین مشکلی از پسش براومدم. بلافاصله بعدش هم درخواست برگزاری جلسه دفاعیه نهایی رو دادم که در دست بررسیه؛ برام دعا کنید نتیجش زودی بیاد. استاد ممتحن خارجی‌ام که پروفسور بسیار دانشمند و معروفی هست تصادف کرده و حالش مساعد نیس... براش خیلی دعا کنید.

تو این چند روز اتفاقات مختلفی رخ داده: واریز هزینه کنفرانس خارجی با کارت اعتباری یکی از دوستان؛ حضور در جلسه داوری جشنواره خوارزمی که برا خودش ماجراهایی داشت که به وقتش میگم؛ ملاقات کلی از بروبکس همشهری و هم استانی تو تهران؛ خراب شدن مترو وسط مسیر و پیاده کردن مسافران؛ گیر کردن تو ترافیک خفن و مواجه شدن با کلی استرس؛ پیگیری یه عالمه کار اداری که نتیجشون به زودی میاد ان شاءالله...

خیلی از دوستام که دانشجوی ارشد هستن دارن دفاع میکنن؛ دلم براشون تنگ میشه... امیدوارم همیشه موفق باشن لبخند بچه های سال دو دکترا هم که همه رفتن تو کار دفاع از پروپوزال... امیدوارم همه موفق باشن لبخند

برام دعا کنید... نیاز دارم به دعای خیر خوبان که از صمیم قلبشون برمیاد لبخند

تصنیف معروف «آمـدی جـانـم به قربانت ولـی حالا چــرا؟!» از سالار عقیلی هم برای اونایی که سنتی می پسندن.

درود و دو صد بدرود. لبخند