درودی به شکوه جشنواره رنگهای پاییزی

بیش از سه ماه از زندگی مشترکمون مثل برق و باد گذشت... هنوز تک تک لحظاتی که قبل و بعد از عقدمون گذروندیم پیش نظرمه. خدا رو شکر می کنم که یکی از بنده های خوبش رو شریک ثانیه های زندگیم کرده.

پاییز امسال برام از هر وقتی قشنگ تر و دلچسب تره. سه سفر دلچسب به کرمان و سایر شهرهای اطرافش داشتیم. تاسوعا و عاشورای کرمان رو دوست داشتم. بااینکه تولدم تو ماه محرم افتاده بود و جشنی واسم گرفته نشد ولی چند نفری بهم کادو دادند و دلمو شاد کردند.

کاشونه در مرحله بتن ریزی آخرین سقف و دیوارچینی هست و امیدداریم که تا پایان سال تا حد خوبی تکمیل بشه. خانومم این ترم درس ارشدش رو سه ترمه با معدل عالی تموم می کنه و طبق برنامه ریزی ها انشالله از سال آینده دانشجوی دکتراست. تا به اینجاش که بدون وقفه درسش رو خونده و اطمینان دارم بعد از این هم به لطف خدا با قدرت و موفقیت ادامه میده. سن کم و انگیزه عالی اش یه فرصت بی نظیر رو واسش فراهم کرده. مقصدمون به احتمال زیاد انگلستان یا استرالیا و در صورت اخذ ویزا آمریکا یا کانادا خواهد بود.

سه سفر در پیش داریم: کرمان، کیش و دبی. دبی واسه کنفرانس میریم. کیش رو با تور چهار روزه واسه هتل 5 ستاره شایگان برنامه ریزی کردیم که خیلی تعریفش رو میکنن.

الان که می نویسم هوا بارونیه، دونه های ریز ریز بارون هوا رو مطبوع و مرطوب کرده... از خدا برای عشقم و خودم آرزوی سلامتی و موفقیت دارم؛ از صمیم قلب میخوام که بهم قدرت بده خوشبختش کنم. امیدم اینه اون هم گذشته ها رو بریزه دور... آزارم میده وقتی میبینم هنوز مسایلی براش مطرحه... کاش قدر همو بیشتر بدونیم. کنارت بهترین لحظات رو دارم بانوی زیبا و رعنای من.

اونچه که الان دارم ثمره گذشته است؛ میخوام در لحظه ی حال خوبی کنم تا آینده بهتری واسم رقم بخوره؛ آمین.