دو روز قشنگ، در جوار سلطان خراسان فرصت خوبی واسه تکیدن زنگار دلم و تجدید روحیه بود. بعدش عصر دوشنبه 23 آبان بارون میبارید که در قالب ماموریت اداری رفتم سمت کرج. به میزبانی بنیاد نخبگان کرج به بازدید از «کارخانجات گروه مپنا »، «شرکت آریوژن زیست دارو» و «پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران» پرداختیم و سه روز به یاد موندنی برام تو اون شهر به جا موند. به پارک آبی دانش سر زدیم، در هتل پردیس اقامت داشتیم و یه شام حسابی هم در رستوران مجلل ملل صرف کردیم.

از کرج رفتم تهران و دو روز هم اونجا بودم. هنوزم بارون میبارید و هوا حسابی خوب بود. در کنار دوستان لحظات قشنگی رو گذروندیم. بعد اون به دعوت یکی از دوستان یک روز قزوین بودم و بعدش برگشتم تهران و از اونجا شیراز. تعطیلات چند روز اول آذر رو زدیم به جاده و رفتیم سمت خوزستان و بوشهر. شهرهای نورآباد، گچساران، بهبهان، باغملک، مسجدسلیمان، شوشتر، دزفول، شوش، اهواز، آبادان و ماهشهر از استانهای فارس، کهگیلویه و خوزستان، و بندر دیلم و بندر گناوه از استان بوشهر رو گشتیم. پارک طالقانی و امامزاده سیدحسین کازرون هم بسیار دیدنی و مطبوع بودند. تمام سفر هم که با بارون حسابی همراه بود و هوا و مناظر طبیعی کاملاً بهاری بود.

جشن تولدم امسال به یادموندنی شد و به لطف دوستان و با یک روز تاخیر در یکی از کافی شاپ های تهران برگزار شد. خدایا بابت همه چی شکرگزارتم.

این چند روز هم فرصتی شد تا اکثر آثار باستانی و تاریخی شیراز و حومه اش رو دوباره بازدید کنیم و به هویت و ملیت خودمون افتخار کنیم. کاش فرهنگ و تمدن ما لااقل به سطحی که در دوران هخامنشیان بوده برمی گشت.

 

یک تجربه: کسی که ادعای بزرگی در مورد شما دارد را با یک آزمون کوچک بسنجید. به سادگی دستش رو می شود.