... خارپشت ها که وخامت اوضاع را دریافته بودند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند...

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی می کرد. به خاطر همین تصمیم گرفتند از هم دور شوند؛ ولی اینجوری از سرما یخ زده می مردند...

از این رو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسل شان منقرض شود. پس دریافتند که بهتر است بازگردند و گردهم آیند و آموختند که: با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک به وجود می آورد زندگی کنند؛ چون گرمای وجود دیگری مهم تر است...

و این چنین توانستند زنده بمانند...

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است که هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و خوبی های آنان را تحسین نماید...

 

سلام

اگه دیدید کسی داره به یکی دیگه بدی یا خیانت میکنه، نه فقط باهاش همراه نشوید که تا میتونید ازش فاصله بگیرید وگرنه قربانی بعدیش خود شما خواهید بود.

بی ریشه، بی وفا، بدترین... ممکنه همه اینها در پاسخ به حسن نیت شما باشه؛ زیاد به دل نگیرید تا بوده دنیا بیرحم بوده؛ وجود بدها رو از دور و بر باغ دلتون هرس کنید و همیشه مثبت باشید. آدم های خوب هم هستند؛ مث ستاره ها و مهتاب توی شب تاریک.

بالاخره فرصتی دست داد و سری به باغ ارم زدیم؛ خیلی شلوغ بود و یه عالمه مسافر اومده بودند بازدید... خوش گذشت؛ جای همه دوستان سبز.

   

 

داداش رضا و خانوادش دیشب اومدن شیراز. الان هم که با مامان و بابا رفتن پیک نیک بیرون شهر. داداش مصطفی هم که با دوستش رفته سفر تا خستگی کنکورش رو درکنه. از شنبه تا چهارشنبه آینده رو تهران هستم و بعدش هم دوازده روز مشهدم. بعد اون هم یحتمل باز برمیگردم تهرون. برام دعا کنید.

این ترانه ی زیبا و پرمعنا رو تقدیم میکنم به پدرها که کمتر کسی هست قدر بزرگواری و زحمت هاشون رو حتی درک کنه: Parler A Mon Pere

اینم یه جوک واسه قشنگ شدن لبهاتون:

یارو میره سربازی برادرش بهش نامه میده: سلام، ما برای تو رفتیم خواستگاری، زن گرفتیم، خدا یک پسر بهت داده!! اسمش فریبرزه، زنت خراب بود طلاقش دادیم. مهرشو گذاشت اجرا پلیسا دنبالتن. مواظب خودت باش!

 

بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند... بالزاک

 

گاه برای ساختن باید ویران کرد
گاه برای داشتن باید گذشت
گاه در اوج تمنا باید نخواست

 

از شر دورترین باشید.