کمی دلتنگم از دنیا
هوای تازه می خواهم
خدا دزدیده شد از دل
خدای تازه می خواهم
نه معشوقی نه دلبندی نه دلخوش از شکر خندی
سرم پیچیده شد در غم
سرای تازه می خواهم
غمینم من در این دنیا از این گفتار تکراری
دوای حرف زاهد بس
دوای تازه می خواهم
من و دل خلوتی کردیم و گفتم گوش کن ای دل
بزن بر ساز ویرانی
بنای تازه می خواهم


وقتی شیر از نوع طلایی اش نباشه، نتیجش میشه این زبان:

 

شنیدین مازیار فلاحی چی میگه؟! خوب بشنوید: لعنت به من

 

ازین بدتر نمیشه که آدم تو خونه ی خودش نتونه بنویسه، بگه، بخنده، آزاد باشه؛ کاش این همه بیرحم نبودند. کلاً دنیای امروز فقط ظاهرش فریبنده است... محاله کسی شیفته ی ذاتش بشه! ای تفـــــــــــ...

 

خــــــــــودمون باشیم.