سلامی به طراوت اردیبهشت

تو این هفته داداش رضا با خانوادش شیراز بودند و دور هم خوش گذشت. یه شب رو رفتیم «باغ ملی» که پارک کودک خوبی داره و ماهان حسابی اونجا بازی و شیطونی کرد.

روز یکشنبه داداشم بجای 206 ای که فروخته بود یه پرشیای نو گرفت. دوشنبه رفته بودم کاشونه؛ درخت های باغچه بهاری شده بودند. کوچه باغی های اطراف پر از عطر بهار بود. بوته های یاس و رز توی حیاط هنوز آنچنان شکوفه ای ندادند، ولی درخت ها و بوته های توی باغ های دور و اطراف و کوچه ها بهاری تر بودند.

باغچه رو خوب آب دادیم و بعدش رفتیم «باغ جنت». قدم زدیم و با وسایل ورزشی یک ساعتی کار کردیم.

سه شنبه رو از اول صبح زدیم بیرون. اولش رفتیم زرقان (زرگان)؛ اونجا حلوای کنجدی خریدیم. بعدش از طریق پل خان و جاده پتروشیمی رفتیم به سمت سد درودزن. از رودخونه کر عبور کردیم و روستای درودزن رو هم پشت سر گذاشتیم. به دو راهی کامفیروز که رسیدیم مسیر مستقیم رو ادامه دادیم و از اولین فرعی سمت راست از مسیر اقلید نیز جدا شدیم. اسم این منطقه قدمگاه هست. این جاده انتهایش به روستای دشتک میرسه. از دو راهی قصرخلیل مسیر رو مستقیم ادامه دادیم تا به روستای زیبای حصار رسیدیم. از اونجا جاده به شکل کوهستانی و مارپیچ به بالای کوه رفت و ما رو به قلب زیبایی ها رسوند. تصاویر زیر مربوط به طبیعت و آبشار سه طبقه اون منطقه است. فاصله اش تا شیراز حدود 100 کیلومتر است.

در مورد آبشار دشتک و عکس هاش این لینک رو مشاهده کنید. البته الان حجم آب آبشار بسیار بیشتر از عکس هایی هست که مشاهده میکنید.

کف رودخونه های این منطقه بسیار لیز هست و همین باعث شد که موقع عبور از آب سر بخورم؛ علاوه بر صدمه دیدن دست و زانوم، گوشیم هم خراب شد و کلی اطلاعات تماس و محتویاتش از دستم رفت.

موقع برگشتن مسیر دریاچه و سد درودزن که از کامفیروز عبور میکنه رو انتخاب کردیم. به لحاظ مسافت با مسیر قبلی یکی هست اما به دلیل تعدد روستاهای مسیر و سرعت گیرهای زیاد، حدود دو یا سه برابر زمان بیشتری گرفته شد.

 دیروز خبردار شدم که یه مقاله ISI دیگه مون تو ماه میلادی آینده به چاپ میرسه. طی چند روز آینده منتظر چندتا خبر و اتفاق مهم هستم؛ امیدوارم هرچی خیره همون بشه. هفته هایی که پیش رو داریم، برام خیلی حیاتی و مهم اند و نیاز دارم که با تمرکز کامل تصمیمات و اقدامات لازم رو بانجام برسونم؛ مث همیشه توکل بر خدا. خبرها و صحبتهای دیگه ای هم دارم که انشالله به وقتش.

 

بیاموزیم که اگر ستــــــاره نیستیم، ابر هم نباشیم که جلوی درخشش ستــــــاره را بگیریم.

 

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوســت نباشد، همه درها بسته است

 

درهای زندگی تون باز باز باشه انشالله.