2 رود

دیروز و امروز برام روز بریتانیا بود! نه، نه، نه! ذهنتون به جاهای 30یا30 نره؛ منظورم اینه چند مورد مسأله ای که بهشون رسیدگی کردم، همگی از کشور انگلیس بودن؛ حالا یا دفتر نشریه ها توی انگلیس بود، یا تعاملم با دوستان ایرانی مقیم اون بلاد بود، یا بعضی از دانشجوهام میخواستن عازم بریتانیا بشن. به نظرم سیستم آموزشی اونجا یه کم شلخته هست؛ من که نبودم، اونایی که رفتن میگن. خدا داند!!!عینک

تا حالا شده یه نفر به قدر تمام مابقی آدما بهتون انرژی مثبت بده؟! نمیدونم چقدر به این ایده پرداخته شده، اما فکر میکنم بشه به هر آدمی یه رتبه ی «انرژی مثبت پراکنی» بدیم. امروز یکی از دوستان بامحبتم خیلی بهم انرژی مثبت داد و الحق کمک فکری و شارژ روحی خوبی بود برام؛ دمش گرمماچ. البته منکر این هم نیستم که توی ایران میانگین رتبه ی انرژی مثبت پراکنی خیلی داغونه!آخ بیاین تلاش کنیم اینو درستش کنیم که خودش میتونه حلال خیلی از مشکلات اجتماعی و فردی باشه.لبخند

راستی طفلی مردم! فکر کنم امروز خیلی ها سهمیه ی بنزین مردادشون ته کشیده بود؛ آخه خیابونا خلوت تر از همیشه بودن، از راننده های بااحتیاط و باحوصله ی خانوم هم کمتر خبری بود! پمپ بنزین ها هم که خیلی رونقی نداشتن... خدا صبر بدهاوه. البته اگه ناوگان حمل و نقل عمومی رو کاملاً تجهیز کنن (که توی شیراز این اتفاق قشنگ داره میفتهتشویق)، بدیهیه که استفاده از تاکسی و اتوبوس {و مترو} به کاهش مشکلات خیلی کمک میکنه؛ اما تا اون موقع که زندگی متوقف نمیشه، میشه؟! امیدوارم نویره یا ندیده ام وقتی سوار متروی شیراز یا قطار شیراز-اصفهان میشه، یادی از اجداد همیشه چشم انتظارش بکنهافسوس. شایدم تا اون موقع دیگه تو دنیا این چیزا ور افتاده باشه!زبان

قبلاً هم گفتم، دلم یه تغییر میخواد؛ این تغییر تا حدود زیادی اساسی هست... یه چیزایی باید از پایه عوض بشن. اهل فن میگن آستین همت و جربزه و یه سری خرت و پرت دیگه میخواد؛ شما سراغ ندارین؟!سوال

 

هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند و هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند، پس هر دو را دوست می دارم چون حکایت از تو می کند...

 

شارژ باشیدچشمک.