سرای امید

اگر فرصتها پشت در خانه شما نمی آیند، در دیگری بسازید

مسافر

این وبلاگ حکم بچه منو پیدا کرده که پنج سال پیش متولد شد، رشد کرد و حالا وارد ششمین سال زندگیش میشه... پنج سال پر تلاطم و پراتفاق از زندگی و جوونیم... بابت همه اونچه که نصیبم شده خدا رو شاکرم.

سلام بر اهالی کوی عشق و صفا!

سرای امید پنج ساله شد... با پیگیری هایی که اخیرا داشته ام، ششمین سال بسیار متفاوت تر خواهد بود و مسیر حرکت شیرطلایی رو دگرگون خواهد کرد. گاهی اوقات باید داشته هات رو ترک کنی تا به دستاورد بزرگتر و بهتری برسی، تا زندگیت رشد کنه و رضایتت بیشتر بشه... مثل همیشه در جدیدی رو زدم و باز شده و حالا با امید و توکل کامل به خدا، توی این سرای جدید قدم خواهم گذاشت. دلم برای خیلی ها و خیلی چیزها تنگ میشه، اما چاره ای نیست.

ماه گذشته یه مسافرت زمینی توپ با ماشین شخصی داشتیم؛ از یاسوج شروع کردیم و به بروجن و شهرکرد رسیدیم؛ هتل بام بروجن، چهار ستاره و شیک و مدرن بود. بعدش رفتیم بروجرد و توی هتل هالیس اقامت داشتیم که موقعیت و امکاناتش رضایتبخش بود. مقصد بعدی همدان بود؛ هتل چهار ستاره پارسیان واقع در منطقه تفریحی-توریستی تپه عباس آباد با منظره پارک شهربازی ارم رو انتخاب کردیم. همه چی مثل دفعه های قبل عالی بود؛ تله کابین، سورتمه، گنجنامه، آبشار، رستوران...

چندین بار هم برای عروسی و دید و بازدیدها به کرمان رفتیم که واقعا خوش گذشت؛ دانشجوهای زیادی دارم که باید تا شهریور دفاع کنند و خودم هم مشغول کارهای تحقیقاتی و یک سری کارهای اداری هستم. بانوی نازم هم دنبال کارهای آمادگی برای دکتراست و به زودی ادامه تحصیلش خارج از ایران رو شروع میکنه. دل هردومون برای همه زیبایی ها و خوبی های وطن تنگ میشه و حدس میزنیم زود به زود بیاییم سر بزنیم به خانواده هامون. همه چی رو میسپاریم دست خدا و با پشتکار و اراده، پا میذاریم به یک وادی جدید.

سلام بر آینده، سلام بر شروع دوباره...

ده سال پیش چنین روزی از تز ارشدم دفاع کردم؛ چقدر زود گذشت... سه سال پیش هم در همین ایام رفتم خواستگاری عشقم، هجدهم مرداد 92 که بارون می بارید و هوا بهشتی بود... به چشم برهم زدنی می گذرد و دنیا ارزش هیچ دلخوری و دلشکستنی رو نداره... خوش باشید و لحظه ها رو در همون لحظه دریابید.

امضا: شیر طلایی

   + شــیـر طـلایـی ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

حـــســــــ میــــــــکنم تـــــــــو رو

حس می کنم تو رو، تو هر شبِ خودم

من عاشق همین، احساسِ تو شدم

حست جهانمو وارونه می کنه

آرامشت منو دیوونه می کنه

حس می کنم تو رو، یه عمره تو خودم

بازم به من بگو، دیر عاشقت شدم

کُشتی غرورمو، دیوونگی کنم

بازم منو بکش…تا زندگی کنم

می میرم از جنون، تا گریه می کنی

با بغضِ هر شبت، با من چه می کنی

چشمای خیستو، رو بغض من ببند

من گریه می کنم، حالا برام بخند

من در کنار تو، دریای خاطره م

وا می کنی درو؟ بی تو کجا برم؟

 

مهدی یغمایی

دانلود ترانه

   + شــیـر طـلایـی ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

خــــریـــــــدار

برای داشتن روزهای بهتر چه باید کرد؟

این سوالیه که آدمای موفق یا جویای موفقیت مدام به دنبال جوابش هستند؛ هرگز به جایگاهی که هستند حتی باوجود اینکه شاید مناسب باشد، راضی نیستند و همواره به دنبال بهترشدن اند...

بهار هم پرشتاب گذشت و به تابستون گرم و تعطیلات طولانی مدت نزدیک شدیم. قطعا گرما رو بیشتر از سرما می پسندم و دلم میخواد امسال هم یه تابستون توپ داشته باشیم. آینده به سرعت نزدیک میشه و فرصت برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه کمه... امید که درهای جدیدی گشوده بشه و صفحه های زیباتری از دفتر زندگی رو شاهد باشیم.

خریدارم به بالاترین قیمت؛ خوبی هاتون رو میگم آدمای مهربون و باصفا. کوچیک همه بروبچه های باصفای ایرونی گاوچران

   + شــیـر طـلایـی ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

چراغ خاموش

سلامی به طراوت هوای بهاری شیراز که قصد رفتن نداره خوشبختانه لبخند

امسال بهار خیلی مطبوعی رو داریم تجربه می کنیم که هنوز جای خودش رو به گرمای تابستون نداده؛ با وجود اینکه کولر آبی رو راه انداختم، اما فقط چند دقیقه کوتاه ازش استفاده کردیم. صفا و لطافت هوای بهار امسال بی سابقه است. شیراز معتدل رو بیشتر دوست می دارم.

 

اگه یه هدف مهمی رو دنبال می کنید؛ اگه میخواید حسادت و بدخواهی دیگران چوب لای چرختون نشه؛ اگه از نظرتنگی بقیه می ترسید... «چراغ خاموش» برید. خصوصا در کشور ما که افراد به جای اینکه خودشون تلاش کنن و بالا برن، سعی میکنن اونایی که بالا هستن رو بکشن پایین تر از خودشون که به ظاهر و به خیال خودشون بالا بمونن... حال بهم زنه، میدونم ولی فعلا که منش و مرام مردم این مرز و بوم شده... بزرگترین ضربه ای که این سیستم خورده از همین نقطه است که افراد نخبه و سرآمد «خودشون» رو از این مردم جدا کردند و از استعداد و پاکی شون بی بهره شده ایم. فرداهای بعد از این بهتر نخواهد بود، چرا که نفرات بعدی بهتر از قبلی ها تکلیفشون رو میدونن و علیرغم تمام مثبت اندیشی که به خرج میدم، چشم انداز تیره و تاری دیده میشه... خدا به نسل های بعد رحم کنه.

 

خبرهای زیادی دارم که فعلا صلاح به گفتنشون نیست؛ با یه پست جنجالی همشونو خواهم گفت.

 

ارادتمند همه دوستان بامرام و باوجدان.

   + شــیـر طـلایـی ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

Internet

یه فرد معروف میگه:

Treat Your Employees Right So They Won't Use Your Internet To Search For a New Job!

تفسیرش با خودتون چشمک

   + شــیـر طـلایـی ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

بــــــی مقــــــدمـ ـ ـ ـ ـ ـ ـه

سلام. بی مقدمه یه چی بگم؟ هر آنچه ایده آل تون هست، همون رو تا سرحد کمال طلب کنید؛ اگه باتمام خواستن و استعدادتون بهش توجه کنید، قطعا بهش می رسید. زندگی ما خلاصه میشه توی مجموعه ای از خواستن ها و دنبال کردن ها... به امید خدا که دوستان و عزیزانم به خواسته های خوبشون برسند.

این هفته اتفاقاتی رخ داد که تصمیم گرفتم برای تغییر محیط زندگی و کارم دیگه دست دست نکنم؛ اینجا تبدیل شده به یک زندان که توی اون اسیر تعهدات سنگین به دانشگاهم؛ اون هم تا سال 1400 !!! با پذیرش های اخیر برای دوره پسادکترا از دانشگاه های چندین کشور مختلف که دستم رو برای انتخاب بازگذاشته، دیگه وقت ریسک کردن و نجات یافتنه... ممکنه حرکت اولم از سر ناچاری و محدودیت های ناشی از اقدام از ناحیه یک دانشگاه ایرانی باشه، اما گام های بعدی پس از استقرار جدید رو در شرایط مناسب و مساعد به شکلی که شایسته باشه انجام خواهم داد. روزهای پرتنش و پرتلاشی رو میگذرونم و میخوام به بهترین نحو وضعیت زندگیمون رو به روز رسانی کنم؛ توکل کامل بر خدا.

و یک یادداشت دوستانه برای اون که بهترین دوست منه: میدونم این روزها کمی مشغول تر و به هم ریخته ام و میدونم که درکم میکنی و آرامش بخش لحظات دشوار و پراسترسم هستی؛ ممنون که هستی و سپاس که بودنت مایه ی آرامش و افتخارمه. قطعا تو بهترین بنده ی خدا برروی زمینی و من خوشبخت ترین مرد. عاشقانه دوستت دارم بانو قلب

   + شــیـر طـلایـی ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()

دیـــــــر نوشتـــــــ ـ ـ ـ

Bad luck often brings Good luck!

هر طلوع خورشید، فرصت دوباره ای است برای نو شدن، متفاوت دیدن و بهتر زندگی کردن. اونی موفقه که هر طلوع رو دریابه و به بهترین شکل روزش رو به شب برسونه. امید که بین طلوع و غروب های بی شمار زندگی، زنده و شاد و سربلند باشیم.

همیشه به پایان رسیدن بد نیست، گاهی نقطه ای است برای شروع دوباره. برای رسیدن سال 95 لحظه شماری می کنم؛ امید که سال پربار و خوبی برای همه مون باشه؛ آمین.

عیدتان مبارک و شادی و سلامتی تان مستدام لبخند

 

این متن رو اواخر اسفند سال قبل (نوزدهم اسفند!) تهیه کرده بودم؛ اما فرصت نشد ارسالش کنم. به هرحال، زندگی در گذر است و عشق در جریان... هفته ای که گذشت، به مناسبت روز استاد برامون توی هتل بزرگ شیراز مراسم گرفته بودند و به اتفاق همسر عزیزم حضور یافتیم که بسیار خوب بود و خوش گذشت.

چند مورد پشنهاد کاری بین المللی خوب دارم که یکیش از طرف هواپیمایی امارات به عنوان تحلیلگر داده هست و حقوق و اعتبارش عالیه؛ مدیر آموزش مدرسه بازرگانی ماهان در تهران به طور رسمی دعوت به همکاری کرده؛ چند مورد همکاری پژوهشی دیگه هم که فعلا در مراحل اولیه هستند... دوره ای فوق تخصصی رو هم در مرکز آموزش بانک جهانی در آمریکا شروع کرده ام که البته مراحل گزینش سختی داشت و انتخاب شدم. سفرهای کاری قبل از عید به تهران و بعد از عید به قشم بسیار موفق بودند. قشم و درگهان نسبت به دو سال قبل که رفته بودم خیلی بهتر و جذاب تر شده بودند. اگر خدا بخواد، آخر هفته ای که در پیش داریم نیز به اتفاق همسر نازنینم عازم شمال و رامسر هستیم تا در یک کنفرانس بین المللی که عضو کمیته علمی اش هم هستم حضور پیدا کنیم. یه عالمه هم پروژه های تخصصی انجام دادیم و دردست اجرا داریم که حسابی سرمون رو گرم کرده... باز هم خدا رو بابت همه چیز شکر فرشته

تا هستیم قدر همو بدونیم؛ انرژی مثبت هم فراموش نشه چشمک

پاینده باشید.

   + شــیـر طـلایـی ; ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment گل نوشته ها ()
← صفحه بعد